چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست. . .

سلام دوستان خوبم فردا تولدم همه تونو به جشن تولدم دعوت میکنم هرکه اومد سهم خودشو از کیک برادره بخوره ممنون میخاستم مفصل بگیرم ولی نشد چون فردا وفات است

برچسب‌ها: رو
+ تاريخ شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ساعت 19:0 نويسنده **** |

کاش می شد سر زمین عشق را

در میان گامها تقسیم کرد

کاش می شد با نگاه شاپرک

عشق را بر آسمان تقسیم کرد

کاش می شد با دو چشم عاطفه

قلب سرد آسمان را ناز کرد

کاش می شد با پری از برگ یاس

تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

کاش می شد با نسیم شامگاه

برگ زرد یاس ها را رنگ کرد...


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۱ساعت 11:31 نويسنده **** |

صــدایـت را مــی خـــواهم تــا مــوســیقی ســکوت لــحظه هــایــم بــاشــد

نــگاهــت را مـی خـواهم تــا روشــنی چشــمهای خســته ام بــاشـد

  وجــودت را مــی خــواهم تــا گــرمــای قــندیل آغـوشــم بـاشد

  خیالت را می خواهم تا خاطر لحظه های فراموشم باشد

دستها یت را می خواهم تا نوازشگر اشکهایم باشد

و تــنهـا خــنده هــایــت را مــی خــواهـم تـــا

مرحم کهنه ی زخمهای زندگی ام باشد

  
آری تـــنها تــــو را مـــی خـــواهــــم


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۱ساعت 11:25 نويسنده **** |

شايد برايت عجيب است اين همه آرامشم !

خودماني بگويم ؛



به آخر خط که برسي ديگر فقط نگاه ميکني ...


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ساعت 2:22 نويسنده **** |

دیشب خواب دیدم هفت تا استاد لاغر هفت تا دانشجوی چاق رو خوردن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

هفت ترم مشروطی در راهه


ممنونم از فائزه


برچسب‌ها: طنز
+ تاريخ جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ساعت 2:19 نويسنده **** |


فکرشو بکن اگه میشد چی میشد!
 

زنگ بزنی آژانس بین المللی انرژی اتمی، بگی یه ماشین

می خوام  

آخر شبا رفتگرا سوار جاروهاشون بشن برن خونه


موهات "فر" باشه , روش پیتزا بپزی  

خانواده مذهبی باشه اسم دخترو بذاره سیندر الله

شب خواب ببینی که 1 ماه داری میری سر کار, صبح که بیدار

شدی حقوقشو بگیری  

پشه ها به جای اینکه خونمون رو بمکن، میومدن چربی های اضافه

بدنمون رو می مکیدن 

ماهی از آب در بیاد تو ساحل سیگارشو بکشه برگرده تو آب  

ورودی ِ لاس وگاس بزنه :به شهر شهیدپرور ِ لاس وگاس خوش

آمدید
همسر دلخواهت رو از بین گزینه های موجود دانلود کنی  

بوق زدن ممنوع باشه ماشینتو بذاری رو ویبره 

 
حراست دانشگاه دم در با دقت نگات کنه ، اشکالای آرایشیتو بگه

، برات درسش کنه. لوازم آرایش بهت قرض بده ، یادت بده چجور

آرایشی بهت میاد 

هر پشه ای وارد خونه ت شه در جا تبدیل شه به یه تراول

50 تومنی 

رو مانیتورت مگس بشینه، با موس بگیریش، بندازیش تو ریسایکل

بین سايه ات سفيد باشه

تو گوگل سرچ می کردی "نیمه گم شده ی من " عکساشو

واست می آورد راحت پیداش می کردی  

شامپو ضدِ شوره بخوری ، دلشوره هات تموم بشه 

 
بفهمن اصغر فرهادی دوپینگ کرده همه جایزه هاشو بگیرن  

درخت خرما و گردو رو پیوند بزنی خرما گردویی بده 

 
رگ قلبت بگیره به جای اینکه بالون بزنن پاراگلایدر بزنن  

واسه کاردستی ِ مدرسه یه ساختمون ِ هشت طبقه ی

32 واحدی ِ اسکلت فلزی ببری 

 
یه دختر رو برات نشون کنند با سنگ بزنیش  

بری مکه به جای سنگ زدن به شیطون یه چاقو در بیاری بکنی تو

شکمش خیال همه رو راحت کنی 

 
چشم و مغز و قلبمون یه جلسه تشکیل بدن تکلیفشونو با ما

روشن کنن


برچسب‌ها: بدون شرح
+ تاريخ سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ساعت 22:58 نويسنده **** |

شب امتحان

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!
مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !
خر به افراط زدم * ، گیج شدم قاط زدم
قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !
مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !
هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود...!


برچسب‌ها: طنز
+ تاريخ شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۱ساعت 0:43 نويسنده **** |

بعضی دخترا اصلا” گریه نمیکنن حتی اگه شکست عشقی بخورن
نه اینکه سنگ باشن نه
ریمل گروونه !



فقط خواستم جو وب یکم عوض بشه ف ولی خدایش اینجوری نیست ؟


برچسب‌ها: طنز
+ تاريخ جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱ساعت 23:40 نويسنده **** |

دلنوشته (7)

تلــــخ میگذرد…

 ایـــــن روزها
 
که قرار استـــ
 
از او …
 
برای دلـــــــــــم
 
یک انســـــان معمـولی بســـــــــازم!!


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۱ساعت 0:0 نويسنده **** |

از سر دلتنگی(4)

چقدر دور تر از احساسم ایستاده ای!

از این فاصله

تو ،

حتی صدایم را نمی شنوی

چه برسد به دلتنگی!


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۱ساعت 23:35 نويسنده **** |

چه مغرورانه . . .

چه مغرورانه اشک ریختیم چه مغرورانه سکوت کردیم

چه مغرورانه التماس کردیم چه مغرورانه از هم گریختیم

غرور هدیه شیطان بود وعشق هدیه خداوند

هدیه شیطان را به هم تقدیم کردیم

هدیه خداوند را از هم پنهان کردیم


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۱ساعت 21:38 نويسنده **** |

باورکن عشقم . . .

تو می دانی چراهرچه این نگاه می بارد ،این بغض سبک نمی شود ؟!
چقدر گفتم این همه بی نشان شدن دلتنگ ترم می کند؟
چقدر گفتم اینهمه زمزمه نبودن بی تاب ترم می کند؟
من گفتم اما تو باور نکردی
دلتنگ تر شدم …
بی تاب تر شدم …
باور


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۱ساعت 20:45 نويسنده **** |




خــــستــ ه امـ....

کـــَمی صـــبرَم تمــام شــده...

انــدکــی از دنـــیا و ســاکنانــَش دل زَده و دلگــیرم....

و یـــک دنیـــآ با خـــُ دم مشــکل پیدا کـــرده ام....

همـــین....

چـــیز مـــهمی نیــــست!

+ خــیلی دِلم گـــرفته از خیـــلی هــآ....


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۱ساعت 19:57 نويسنده **** |

تو را دوست دارم
در این باران
می‌خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم

لبخند تو را درباران می‌خواستم
می‌خواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم…


برچسب‌ها: عاشقانه
+ تاريخ جمعه ۸ دی ۱۳۹۱ساعت 19:48 نويسنده **** |

 

در آتش آهم دو دیده به راهم که بی تو اسیر سکوت شبم

بیا بکنارم ببین شب تارم بیا که بگم  جان بود به لبم

آتشی زده در دل من بخدا از برای دلم شده درد و بلا جدایی تو

+ تاريخ چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۱ساعت 23:2 نويسنده **** |