|
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست. . .
|
از این ور و اونور شنیدم داری عروس میشی گلم
مبارکت باشه ولی آتیش گرفت این دلم
خیال می کردم با منی، عشق منی، مال منی
فکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنی
باور نمی کردم بخواهی راستی راستی تنهام بذاری
آخه یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری
گفته بودی عاشقمی به پای عشقم می شینی


تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم
من را به من نبودن محکوم نکن!
من همانم که درگیر عشقش بودی!
یادت نمی آید!؟ من همانم!
حتی اگر این روزها هردویمان بوی بی تفاوتی بدهیم!
√ כωـﭡـــانـــم شـایـכ…
امـّـــا،
כلـــــم نمــے روכ بـہ نـوشــﭡـטּ…!
ایـטּ ڪلمـــات بــہ هــم כوخـﭡـہ شـכه ڪجـــا!
احــωــاωــات مـטּ ڪجـــا…!
ایـטּ بــار نخـوانـכه مــرا بفــہـــم…(!)

دلتنگت که میشوم
گوشه ی دنج اتاق
می نشینم چشم به در
خداخدا میکنم صدای چرخیدن کلید دلهر ه ی دل منتظرم شود
اما حیف
تنها داریی این روزهایم
همین دلتنگی است

کاش می شد تا افق پرواز کرد
حل مشکل را به عشق آغاز کرد
کاش می شد شعرماندن را سرود
با ظهورت یک غزل اعجاز کرد
کاش می شد لحظه های عشق را
بی ریا و با نگاه ابراز کرد ...
