|
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست. . .
|
دکلمه برا آبجی دانلود کن دانلود
آبجی میخای بااین شعر که گفتی چی بگی ، یعنی آخر دنیا رسیده من و دیگران از آن خبر نداریم ، بابا بی خیال شو
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی به جزء گریز برایم نمانده بود
این عشق اتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
.
رفتم ک داغ بوسه ی پر حرارت تورا
با اشک های دیده ز لب شست و شو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نا گفته به خود ابرو دهم
.
دفتم مگو مگو که چرا رفت ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و سازما
از پرده ی خموشی و ظلمت چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یکباره راز ما
.
رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی
.
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به اغوش سرد هجر
ازرده از ملامت وجدان گریختم
.
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله اتش از من مگیر
میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
.
روحی مشوشم که شبی بی خبر زخویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم